Friday, February 9, 2018

یک قطره که آزادی حرامو





در مملکت ما همه ایام بکامو
دیوث و قرمساق که در صدر مقامو
بر سفره هر مفتی و ملا که طعامو 
هر گاو و خری گشته که آیات عظامو
یک قطره هم آزادی و شادی که حرامو

یک عده عراقی همه در مصدر کارو
بر گرده ایرانی و ایران که سوارو
هر کس که مخالف به سر چوبه دارو
اهداف همه یکسره در حفظ نظامو
یک قطره هم آزادی و  شادی که حرامو

تاراج و چپاول همه سو گشته حلالو
حرف و سخن و وعده شان بوی مبالو
آزادی اندیشه و افکار محالو
اسلام و مسلمانی و دینداری تمامو
یک قطره هم آزادی و  شادی که حرامو

بالا و په پایین همگی یکسره دزدو
در پشت و پس پرده دین یکسره دزدو
با مهر که بر روی جبین یکسره دزدو
زنجیر خرافات که در مغز عوامو
یک قطره هم آزادی و  شادی که حرامو

مشکل که فقط در همه جا موی زنانو
ساپورت پدر مرده و مانتوی  زنانو
لبخند به روی رخ و ابروی زنانو
سر دسته دزدان به وطن گشته امامو
یک قطره هم آزادی و شادی که حرامو

گویند به هر لحظه که با چهره زشتو
خواهند برندت به پس از مرگ بهشتو
حوری بدهندت که هزاران لب کشتو
هر روز که در توطئه و نقشه و دامو
یک قطره هم آزادی و شادی که حرامو

لبخند که در مذهب شان جرم بزرگو
بر سر زدن و گریه که یک کار سترگو
در ظاهر خود میش به باطن همه گرگو
ملت همگی برده و گوسفند و غلامو
یک قطره هم آزادی و شادی که حرامو

دستان همه گشته که آلوده به خونو
 از ناخن پا تا که به سر جهل و جنونو
پوسیده و پوکیده و  گندیده درونو
هر گوشه که در کشتن و کشتار مدامو
یک قطره هم آزادی و شادی که حرامو

در سفره شان روز و به شب مرغ و کبابو
تزویر و ریاکاری و غارت که صوابو
بر سینه هر معترضی سرب مذابو
با نام خدا خر بکنند امت خامو
یک قطره هم آزادی و شادی که حرامو

مهدی یعقوبی


Tuesday, January 16, 2018

ای الاغ و ای الاغ و ای الاغ



سید احمد در طویله با چراغ
حرف می زد در دل شب با الاغ
ای فدای چهره زیبای تو
عالمی اندر جهان شیدای تو
ای که هوش ات از دو صد ملا که بیش
متکی بر قدرت بازوی خویش

Wednesday, January 3, 2018

مال لبنان است این اموال ما




مال لبنان است این اموال ما 
نفت و گاز و قالی و یخچال ما
مال ملاهای پشمالو عراق
با شکم هایی که چون گاو و الاغ
مال لخت و پاپتی ها در یمن
قاتل و دزد و یک عده  بی کفن
مال آن مردک اسد در سوریه
جیب پوتین می رود در روسیه
خرج حزب الله لبنان می شود
بمب و موشک فرق افغان می شود
ثروت ایران امانت دست ماست
مفت و مجانی همان باد هواست
ارث و میراث جناب سیدعلی
آنکه گفتا یا علی پا منقلی
این که آتش میزنید اموال ماست
حکم و فرمانش که از سوی خداست
بس کنید ای مردم با حوصله
من زبانم لال آید زلزله 
این که آتش میزنید ایرانیان
کودک و  پیر و جوان در هر کران
این همه ثروت که از رنج شماست
حاصل یک عمر دزدی های ماست

مهدی یعقوبی

Tuesday, December 12, 2017

شیخ و پرده بکارت






جناب شیخ دائم در زیارت
به نام دین و مذهب در تجارت 
دهد درس عفاف اندر سفارت
به لای پای دخترها نظارت
تخصص در امورات بکارت

خدا یعنی که دزدیدن به پیشش
حنا دائم که می بندد به ریشش
ببیند زن که آب افتد به نیشش
به حال صیغه بازی در عمارت
تخصص یا مهارت در بکارت

به روز و شب همه مشغول کار است
به پشت مرسدس بنزش سوار است
به سفلیس خطرناکی دچار است
سخن هایش همه باب طهارت
تخصص در امورات بکارت

علوم غیب آموزد به حوزه
دمادم می کشد منبر که زوزه
کشد خشتک اگر گردی رفوزه
به چشمانش که می بارد شرارت
تخصص پاره کردن در بکارت

سفر گوید رود در مکه اما
پس از آن قصر زیبایش اروپا
خدا را هم که دارد هم که خرما
کند سرکسیه مردم را وزارت
تخصص پاره کردن در بکارت

بگوید هاله نوری سر من
به هنگام دعا بر منبر من
به چاه جمکران دور و بر من
کند هر دم به شمشیرش  اشارت
تخصص پاره کردن در بکارت

کند از مال مردم جیب خود پر
زنانش را بپیچاند به چادر
که نامحرم نبیند در صدف دُّر
مکن هرگز به ناموسش جسارت
تخصص در امورات بکارت

توگویی ارث بابایش که ایران
بگوید سیدم پاک و مسلمان
بچابد زیر نام دین و ایمان
تمام روز و شب مشغول غارت
تخصص پاره کردن در بکارت


     مهدی یعقوبی              


   

Wednesday, October 18, 2017

همه چیزم عربیست





 من سراسر فک و فامیل عزیزم عربیست      همه چیزم عربیست 
شهرت و اسم خودم تا زن هیزم عربیست     همه چیزم عربیست

بر سر پرچم من نام خدای عربیست            واژه ایران نیست
قبله حاجت بیمار و مریضم عربیست       همه چیزم عربیست
به سر هر گذر عمامه سفیدند و سیاه           شکلشان چون روباه
دین و ایمان و کتاب سر میزم عربیست     همه چیزم عربیست
از تولد به دو گوشم که اذان می خوانند      تا بهشتم رانند
فرق سر تا نوک پاهای تمیزم عربیست     همه چیزم عربیست
هر که ایرانی در این خاک بنامد خود را     طاغی است او به خدا
درس تاریخ پر از جنگ و ستیزم عربیست   همه چیزم عربی است
از پس از مرگ که در باغ بهشتم حتی      با هزاران  ملا
حوری خوشگل و بس ترد و لذیذم عربیست    همه چیزم عربیست
مقصد هر سفرم قبر امامان عرب          مکه و شام و حلب
کلمات سخنم اوج و حضیضم عربیست    همه چیزم عربیست
رمضان تا به محرم همه در ناله و آه      سر ما رفته کلاه
به جهان جان شما من که کنیزم عربیست   همه چیزم عربیست
عقد را بر سر سفره عربی می خوانند    عاقلان خود دانند
لهجه دخترک پا به گریزم عربیست     همه چیزم عربیست
رهبرانم همگی یکسره از ریز و درشت     قمه و دشنه به مشت
سخن و حرف و کلام و عر و تیزم عربیست   همه چیزم عربیست
همه دغدغه ام نام خلیج فارس است       خنده شیخک مست
منجی مملکت زلزله خیزم عربیست      همه چیزم عربیست

مهدی یعقوبی

Friday, May 26, 2017

مگر چادر سیاه آیا کلاغی



سحرگاهان میان کوچه باغی
فراز شاخه ها دیدم کلاغی
به غش غش خنده در هر دم که می خواند:
مگر چادر سیاه آیا کلاغی

بناگه چادری در جا بر آشفت
دهان بگشود و با خشم و غضب گفت :
مگر خواهر مگر مادر نداری
چنین الفاظ زشتی بر لب آری
مرا چادر نمادی از عفاف است
سخن هایت به سر تا پا خلاف است
الهی مرده شور آن هیکلت را
به زیر گل روی امروز و فردا

به ناگه زاغ گفتا دلبر من
ته قربان من بشم تاج سر من
چه دانم زیر چادر من که آیا
که مردی یا  که حوری ای دلارا
دمی بگذار تا رویت ببینم
از آن لبهای سرخت گل بچینم

Wednesday, May 17, 2017

مشکل ایران ما عمامه است



این که میهن زیر یوغ یک نفر خودکامه است
فقر و  ناداری و بدبختی نصیب عامه است
اقتصاد مملکت داغان و بی برنامه است
فکر و ذکر غارت و دزدی که در هر شامه است
مشکل ایران ما زیر سر عمامه است

این که جاهل ها به هر سو حکمرانی می کنند
در مساجد کف به لبها  روضه خوانی می کنند
گرگها بر گوسفندان پاسبانی می کنند 
روز و شبها جنگ و دعوا  ، هر کجا هنگامه است
مشکل ایران ما زیر  سر عمامه است

این یکی عمامه اش رنگ سیاه و آن سفید
بر لبان نام خدا دستانشان  ظرف اسید 
زشت روی و زشت خوی و کینه جویانی پلید
خصم مادرزاد آزادی که در آن جامه است
مشکل ایران ما زیر سر عمامه است

در زمان رای دادن ماهی و اردک دهند
وعده ویلای مجانی قسم تک تک دهند
بطری نوشابه بعد از آن به کهریزک دهند 
نانشان از خون ما در روغن و در خامه است
مشکل ایران ما زیر سر عمامه است

زن اگر در نزدشان چون برده ای در خانه است
ناقص العقل و ضعیف و فاسد و  دیوانه است
وعده اش اندر بهشتم آلت مردانه است
طبق احکام مقدس چادر آیین نامه است
مشکل ایران ما زیر سر عمامه است

پشم و ریش و چهره گندیده شان بوی لجن
از نفس هاشان وزد هر سو که تابوت و کفن
روی منبر نعره زن با گردنی چون گرگدن
مرده خوار و مفتخوار آخوند نزد عامه است
مشکل ایران ما زیر سر عمامه است

          مهدی یعقوبی